سيد محمد باقر برقعى
496
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
به تدريج توانايى بيشترى در مرثيهسرايى يافت ، بهطورى كه امروز يكى از نوحهسرايان كازرون به شمار مىرود و تاكنون بيش از سيصد شعر مرثيه سروده كه در محافل عزادارى مورد استفاده قرار مىگيرد و بااينكه از سواد اندكى برخوردار است ، امّا به مدد هوش و استعداد در اين رهگذر توفيق رفيق راهش بوده و عنايت ائمهء اطهار عليهم السّلام نيز مشمول حالش گرديده است . شوريده حال چهل روز است بويى بر مشام جان نمىآيد * شميم جانفزايى طرف اين بستان نمىآيد غريق بحر اندوه و غم بسيار مىباشم * نمىدانم چرا ديگر به سر هجران نمىآيد صبورى حدّ و مرزى دارد ، آخر من نه ايّوبم * دو داغ جانگداز آخر به دل يكسان نمىآيد دل سرگشته بىتابى كند در سينهء تنگم * غم جانسوز ما ديگر چرا پايان نمىآيد نفس در سينه تنگى مىكند ، اى آسمان رحمى ! * به سينه داغ جانسوز دو يار آسان نمىآيد سر شب تا سحر جاريست اشك از هر دو چشمانم * فروغ ديدهء ما سوى اين سامان نمىآيد چراغ خانهء ما رو به خاموشى گراييده * به شام تار ما ديگر مه تابان نمىآيد هلال ماه پنهان شد ، به زير ابر تاريكى * براى روشنايى در شب ظلمان نمىآيد